تبليغاتX
َ
ماهنامه ی رد پای فیزیک ::: www.rphysic.blogfa.com
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 21:33  توسط شایان 310  | 

Year Zero

AS YOU may have heard, this will be the year. The Large Hadron Collider - the most powerful atom-smasher ever built - will be switched on, and particle physics will hit pay-dirt. Yet if a pair of Russian mathematicians are right, any advances in this area could be overshadowed by a truly extraordinary event. According to Irina Aref'eva and Igor Volovich, the LHC might just turn out to be the world's first time machine.

It is a highly speculative claim, that's for sure. But if Aref'eva and Volovich are correct, the LHC's debut at CERN, the European particle physics centre near Geneva in Switzerland, could provide a landmark in history. That's because travelling into the past is only possible - if it is possible at all - as far back as the creation of the first time machine, and that means 2008 could become Year Zero: a must-see for the discerning time traveller.

Aref'eva and Volovich are sensible and well-respected mathematicians, based at the Steklov Mathematical Institute in Moscow, so they are not actually suggesting that visitors from the future are imminent. What they are saying is that since causality - the idea that effect must follow cause - is one of the most fundamental principles of physics, the notion that it might be tested at the LHC is worth pushing as far as possible. Their work has yet to be recognised by a peer-reviewed journal, but that hasn't stopped some other physicists from taking a keen interest.

For decades, physicists have strived to come up with plausible mechanisms for time travel. Our best description of how space and time behave comes from Einstein's general theory of relativity, so researchers have been looking for some flaw in it - or some as yet unappreciated aspect - in the hope that this might do the trick. The time machine blueprints flowing from such endeavours have never got off the drawing board, but with the LHC we might have finally done it, albeit accidentally.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 22:41  توسط 700  | 

 

انیمیشن LHC

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 11:59  توسط 700  | 

ساعت 12:06 دقيقه  چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۸۷ به وقت تهران زماني كه مونيتورهاي نصب شده بر اولين حسگر شتاب دهنده LHC‌ در مقر كنترل اين ماشين در ژنو عبور ذره ورودي به اين ماشين را در مسير درست خود تاييد كرد موجي از شادي دانشمنداني را كه بيش از 20 سال بر اين پرو‍ژه فعاليت مي كردند در بر گرفت
 
ماهنامه ی رد پای فیزیک ::: www.rphysic.blogfa.com
تونل اصلي شتاب دهنده سرن


شتاب دهنده LHC‌ كه پس از 20 سال تلاش هزاران دانشمند متخصص و صرف حدود 10 ميليارد دلار ديروز نخستين آزمون خود را سپري  كرد توانست از نخستين مرحله اين آزمون سربلند بيرون آيد. اين شتاب دهنده حلقوي كه بزرگترين شتاب دهنده جهان و در عين حال بزرگترين ماشين علمي است كه تا كنون انسان دست به ساخت آن زده است،‌ در اولين مرحله فعاليت خود پروتوني را در مسير 27 كيلومتري لوله شتاب دهنده كه در زير سطح مرز فرانسه و سوييس نصب شده است،‌در هر دو جهت ساعت گرد و پاد ساعت گرد شتاب داد تا دقت كامل دستگاه و توانايي آن در انجام اين عمليات در مراحل آينده و با استفاده از توان بيشتر ابزار را تاييد كند.
زماني كه اين دستگاه با تمام توان خود مورد بهره برداري قرار بگيرد،‌انتظار مي رود دانشمندان بتوانند شرايط جهان را در نخستين كسرهاي ثانيه پس از شكل گيري كيهان بررسي كنند و مسايلي نظير ابعاد بالاتر،‌اتحاد نيروها و بسياري از نكات مهم ديگر كه در دو حوزه كيهان شناسي و فيزيك ذرات مورد توجه است را توضيح دهد.

ماهنامه ی رد پای فیزیک ::: www.rphysic.blogfa.com
شادي دانشمندان پس از اعلام موفقيت اوليه شتاب دهنده
 
پيش بيني مي شود مجموعه داده هايي كه LHC‌ در مدت يك سال توليد خواهد كرد به بيش از 15پتا بايت داده (15 ميليون گيگا بايت) برسد كه براي پردازش آن به بيش از 100 هزار كامپيوتر نياز است. به همين دليل سرن – كه خود محل تولد وب و اينترنت به معني امروزي آن است – از مدتي پيش طرح گرايد يا تور را دنبال مي كند كه بتواند با به اشتراك گذاشتن توان محاسبه رايانه ها از آنها براي تحليل سريعتر داده هاي LHC‌استفاده كنند.
موفقيت این روز تنها آغاز راه عمليات بزرگترين ماشين علمي تاريخ بشريت بود.

 نوشته: پوريا ناظمي
 
منبع: هوپا
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 10:52  توسط 700  | 

تبخير سياهچاله ها

تابش هاوكينگ يك فر آيند نظري است كه بر اساس آن سياهچاله ها ممكن است به هيچ ، تبخير شوند . از آنجا كه شواهد تجربي براي اثبات اين موضوع وجود ندارد وابهامات جدي در مورد پايه هاي نظري اين فرآيند وجود دارد ، در اين كه آيا تابش هاوكينگ مي تواند موجب تبخير سياهچاله ها شود يا نه ، جاي شك و ترديد باقي است.

بر اساس نظريه مكانيك كوانتومي ، حتي خالي ترين فضاها هم كاملا خالي نيستند! بلكه دريايي از انرژي هستند با نوسان هايي موج مانند.ما نمي توانيم مستقيما اين درياي انرژي را مشاهده كنيم.،زيرا هيچ سطح انرژي پايين تر از سطح انرژي آنها وجود ندارد كه بتوانيم اين انرژي را با آن مقايسه كنيم.مطابق با اصل عدم قطيعت هايزنبرگ ، اين امكان وجود ندارد كه بتوانيم مقدار حقيقي هر جسمي را متوجه شويم . اين مساله بيشتر مربوط به زماني است كه با مقدار هاي كوچك سرو كار داريم . نوسانات موجود در اين دريا ، جفت هايي از ذرات را توليد مي كنند . كه يكي از آنها ماده وديگري ضد ماده است (نظريه ي نسبيت خاص، برابري ماده وانرژي را اثبات مي كند يعني ماده مي تواند به انرژي تبدبل شود و بالعكس ) . به طور معمول هر كدام از اين ذرات به زوج هاي جفت ضد خود برخورد مي كنند و دوباره به انرژي تبديل مي شوند ودر كل بين ماده وانرژي تعادل برقرار مي شود.

بر اساس نظريه ي تابش هاوكينگ ، چنان چه يكي از اين جفت ذرات درنزديكي افق رويداد يك سياه چاله ايجاد شود ؛ پيش از آنكه برخوردي بين آنها رخ بدهد ، اين احتمال وجود دارد كه يكي از اين دو ذره به درون سياهچاله سقوط كند و ديگري از آن بگريزد . از ديد يك ناظر خارجي ، سياهچاله فقط يك ذره از خود تابش كرده است و بنابراين اندكي از جرم خود را از دست داده است.

اگر نظريه ي تابش هاوكينگ درست باشد ، انتظار مي رود تنها سياهچاله هاي بسيار كوچك از اين طريق تجزيه شوند . به عنوان مثال يك سياهچاله با جرم ماه به همان اندازه كه به وسيله ي تابش هاوكينگ ، جرم از دست مي دهد ، از طريق تابش پس زمينه ي مايكروويو كيهاني ، انرژي (و در نتيجه اصل برابري ماده – انرژي ، ماده)به دست مي آورد . بنابر اين سياهچاله هاي بزرگتر ، انرژي كه كوچكترين سياهچاله اي كه در حال حاضر به صورت طبيعي مي تواند شكل بگيرد ، جرمي 5 برابر جرم خورشيد دارد ، لذا سياهچاله بايد به مراتب جرمي بيشتر از جرم ماه زمين داشته باشند و تابش هاوكينگ نمي تواند روي آنها تاثير گذار باشد.

با گذشت زمان ، تابش پس زمينه مايكروويو كيهاني ضعيف تر مي شود و در نهايت آن قدر ضعيف مي شود كه تابش هاوكينگي كه سياهچاله از خود ساطع مي كند ، از انرژي اي كه از تابش پس زمينه ي مايكروويو كيهاني به دست مي آورد ، بيشتر مي شود . در نتيجه ، از طريق اين فرآيند حتي بزرگترين سياهچاله ها هم تبخير خواهند شد ، ولي اين تبخير شدن ممكن است بيش از 600^10 سال به طول بيانجامد.

ماهنامه ی رد پای فیزیک ::: www.rphysic.blogfa.com

منبع: هوپا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 12:49  توسط 700  | 

محققان ژاپني ماده لاستيكي جديدي توليد كردند كه هادي جريان الكتريسيته بوده و قابليت كشش و خميده شدن دارد.

به گزارش خبرگزاري مهر، محققان دانشگاه توكيو ماده لاستيك مانندي را توليد كردند كه هادي جريان الكتريسيته بوده و قابليت كشش و خم شدن را دارد.

در توليد اين ماده جديد از تيوبهاي نانوكربن (رشته هايي بلند و كش سان از مولكولهاي كربن) استفاده شده است كه مي توانند جريان الكتريسيته را از خود عبور دهند. محققان اين ماده را با نوعي پليمر لاستيكي مخلوط كردند و به آن شبكه اي از ترانزيستورهاي بسيار كوچك وصل كرده و آن را آزمايش كردند. آنها صفحه به دست آمده را به اندازه دو برابر اندازه واقعي آن كشيدند كه در طي اين آزمايش هيچ گونه از هم گسيختگي در ترانزيستورها و يا خرابي در سيستم رسانايي مواد ايجاد نشد.

اين رساناي ارتجاعي مي تواند حوزه الكترونيك را در زمينه هايي كه تاكنون استفاده از جريان الكتريسيته غير ممكن بوده است مانند عبور جريان از صفحات منحني و قطعات متحركي مثل اتصال بازوهاي روباتها را ممكن كند.

بر اساس گزارش رويترز، جان راجرز محقق دانشگاه ايلينويز گفت: گسترش مواد رسانايي كه قابليت شكل پذيري و انعطاف پذيري را داشته باشند به گروه بزرگي از ابزارهاي الكترونيكي اين اجازه را خواهند داد كه تاثير بهتري بر بدن انسان داشته باشند و زمينه استفاده از اين ابزارها را گسترش دهد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 12:36  توسط 700  | 

مقدمه

نور یک نوع تابش الکترومغناطیسی است که از ترکیب دو میدان الکتریکی و مغناطیسی تشکیل یافته است. تابش الکترومغناطیسی شامل میدان الکتریکی متغیر با زمان و میدان مغناطیسی متغیر با زمان می‌باشد که این دو میدان بر هم عمودند و موج در امتداد عمود بر هر دوی آنها انتشار می‌یابد. هر تک موج الکترومغناطیسی یک میدان الکتریکی و یک میدان مغناطیسی مشخص دارد، ولی از آنجا که نور خالص وجود ندارد که فقط شامل یک طول موج باشد (ما همواره با گروه موج روبرو هستیم) لذا با میدانهای الکتریکی و مغناطیسی درجهتهای مختلف مواجه خواهیم بود. میدان الکتریکی نور بزرگتر از میدان مغناطیسی آن می‌باشد و بیشتر خصوصیاتی که میدان الکتریکی دارد میدان مغناطیسی هم از آن تبعیت می‌کند و نیز چشم ما به میدان الکتریکی حساس است، از این رو ما در مبحث نور اغلب با میدان الکتریکی نور سر و کار داریم.

 

تعریف قطبش

میدانهای الکتریکی امواج تشکیل دهنده به صورت اتفاقی در هر جهتی قرار می‌گیرند، لذا احتمال وجود میدان الکتریکی در تمام جهات یکسان خواهد بود. حال در مواردی لازم است که میدان الکتریکی را فقط در جهت خاصی داشته باشیم. بنابراین باید به طریقی در جهات دیگر میدان را حذف کنیم و فقط آن یک جهت مورد نظر را داشته باشیم، این عمل قطبش نام دارد. البته بحث قطبش را در مورد عایقها تحت عنوان قطبش عایقها دنبال خواهیم کرد. نوری که عمل قطبش را روی آن انجام داده‌ایم، نور قطبیده و وسیله‌ای که این عمل را با آن انجام داده‌ایم، قطبشگر نور می‌نامند.

 

انواع قطبش

قطبش را از لحاظ منحنی که نوک پیکان میدان الکتریکی در صفحه مختصات رسم می‌کند و اختلاف فازی که دو مؤلفه ارتعاشی میدان الکتریکی باهم دارند، به دو دسته عمده تقسم می‌کنند که عبارتند از:

 

قطبش خطی ماهنامه ی رد پای فیزیک ::: www.rphysic.blogfa.com

اختلاف فاز بین مؤلفه‌های ارتعاشی میدان برابر (0 یا 180 درجه) می‌باشد و ارتعاش روی یک خط راست صورت می‌گیرد. و از ترکیب قطبشهای دایروی راستگرد و چپگرد بوجود می‌آیند. این نوع قطبش به نوبه خودش به لحاظ منحنی فضایی‌اش بصورت زیر دسته بندی می‌گردد:

 

·                  افقی

·                  عمودی

·                  مایل

 


 

 

 

 

قطبش بیضیوار ماهنامه ی رد پای فیزیک ::: www.rphysic.blogfa.com

در حالت کلی اختلاف فاز بین مؤلفه‌های ارتعاشی در قطبش بیضیوار هر زاویه‌ای می‌تواند باشد که ترکیب دو ارتعاش ، منحنی بیضی به خود می‌گیرد. این قطبش نیز به نوبه خودش بصورت زیر دسته بندی می‌گردد:

قطبش دایروی: در طبیعت فقط این نوع قطبش را داریم که مؤلفه‌های ارتعاش آن عمود بر هم هستند و دامنه‌های ارتعاشات باهم برابرند و به لحاظ اختلاف فاز (90 یا 270 درجه) به دو دسته قطبش دایروی راستگرد و قطبش دایروی چپ گرد تقسیم می‌شوند.

قطبش بیضوی: از ترکیب مناسب قطبشهای دایروی راستگرد و چپگرد بوجود می‌آید که مؤلفه‌های ارتعاشی آن عمود بر هم هستند و برخلاف قطبش دایروی دامنه ارتعاشات برابر ندارد و به لحاظ اختلاف فازی که دارند به دو دسته قطبش بیضوی راستگرد و قطبش بیضوی چپ گرد تقسیم می‌شوند.

 

 

منبع: دانشنامه رشد

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 13:51  توسط 700  | 

ماهنامه ی رد پای فیزیک ::: www.rphysic.blogfa.com

سلام دوستان.

امروز بالاخره امتحان فیزیک رو دادیم خلاصصصصصصصصص... !

امتحان خوب بود، بد نبود، تقریبا می شه گفت که آسون بود! ولی نسبتا وقت کم داده بودن! یک روز! خدایی کم نیس...؟! ولی از اون طرف واس دینی دو روز() وقت دادن یا مثلا شیمی پنج روز () وقت داره...! خب یک روز واسه فیزیک کمه، یه خورده کم لطفی کردن...مگه نه؟! 

آرزو می کنم امتحانا رو با موفقیت پشت سر بذارین و با سربلندی در امتحانای امسال هم قبول شین....

نظر یادتون نره هااااااا...منتظر نظراتون درباره ی امتحانا و سطحشون هستم.

فعلاً...بای تا های...!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 19:6  توسط شایان 310  | 

www.rphysic.blogfa.com ::: ماهنامه ی رد پای فیزیک

عکس رو در سایز اصلی می تونید در لینک زیر ببینید:

عکس در سایز بزرگ - حجم: 2.90MB

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 14:4  توسط شایان 310  | 

پلانك و مكانيك كوانتومي

مردي كه فصلي را در دنياي فيزيك گشود

در يكي از روزهاي زمستان سال 1900 ميلادي در شهر برلين يك استاد 42 ساله دانشگاه پسر كوچكش را براي پياده روي بيرون برده بود. در طول راه او رازي را براي فرزندش آشكار كرد ( امروز چيزهايي به ذهن من رسيدند كه به اندازه افكاري كه به ذهن اسحاق نيوتن خطور كردند تحول برانگيزو بزرگند). آن استاد كسي نبود جز ماكس پلانك و تنها چند ساعت پيش از آن او بينشي نسبت به ماهيت واقعيت يافته بود كه فيزيك كلاسيك را از هم مي پاشيد و نحوه تفكر در دنياي نوين را تغيير مي داد. اين عقايد از طريق عاملي پيش پا افتاده به ذهن پلانك خطور كرده بودند همانند بسياري از فيزيكدانان ديگر.

در يك قرن پيش پلانك روي مسائلي در ارتباط با ويژگي هاي اساسي حرارت كار مي كرد. هنگامي كه او در تلاش بود تا ماهيت آزمايش‌هاي مربوط به گرما و نور برخاسته از يك جسم ساده گرم و درخشان «جسم سياه) را دريابد، متوجه شد كه ناگزير است عقيده اي به ظاهر مسخره را بپذيرد. اينكه انرژي تابشي برخاسته از اجسام نه به صورت پيوسته بلكه در بسته هايي مجزا به اطراف پراكنده مي شود.

.::: برای مشاهده ی متن کامل به "ادامه مطلب" بروید :::.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:3  توسط 700  |